تبلیغات
اخبار گیم و گوشی - نقد بر سی بازی thief
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : pedram kh
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
اخبار گیم و گوشی
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
پنجشنبه 5 فروردین 1395 :: نویسنده : pedram kh
 
امروزه پیدا کردن یک داستان غنی و تا حدودی بی ایراد به کاری مشکل مبدل گشته و این امر هنوز نیز ادامه دارد. یکی از بهترین بخش هایی که گیمر می تواند جذب بازی شود، قسمت داستانی آن است. حتی اگر یک عنوان، گیم پلی عظیم و عامه پسند دنیای گیم نداشته باشد، اما از داستانی بی عیب و جذاب بهره ببرد، در اصل برگ برنده در اختیار اوست. چیزی که در بسیاری از عناوین مشهور صدق می کند. برای مثال، شاهکار عظیم telltale تحت عنوان The Walking Dead، با داستان سرایی مهیج و صد البته بی رحم و غم انگیز خود، توانست جایزه بهترین بازی سال ۲۰۱۲ ار ازان خود کند. در بسیاری از موارد، تنها همان داستان بازی بود که اجازه موفقیت به این عنوان را داد چرا که اگر صادقانه بخواهیم به قضیه نگاه کنیم، متوجه خواهیم شد که نه گیم پلی بازی چیز خاص و مطرحی داشت و نه گرافیک. جدا از این موارد، عناوینی نیز این قضیه برای آن ها کاملا مشهود است اما با روایت نامناسب داستان، همه چیز را خراب و به قول معروف حیف و میل می کنند.  خیلی ها، از لطفی که داستان در حق موفقیت بازی می کند، بی خبرند و نمی خواهند دیگر به خود بیایند. انحصاری بزرگ سونی TLOU، از همه ی لحاظ عالی کار شده بود. گیم پلی بی نظیر، صدا گذاری بی نقص و گرافیک محشر. همه به لطف نایتی داگ، خوب از آب در امدند. اما رکنی که در این بین بیش تر از همه خودنمایی می کرد، داستان زیبای بازی بود. هیچ کس نمی توانست صحنه ی بعدی را پیش بینی کند و همه چیز طبق روند خود خوب پیش می رفت. اما از این بحث بگذریم. در اخرین قسمت Thief لازم به تظاهر نیست. لازم از تعریف و تمجید نیست، و همه چیز مثل روز از قبل انتشار بازی روشن بود. در طی پیش نمایش هایی که در این باره نوشته شدند، به کمبود و نقایص داستان پی بردیم. داستان بازی بدون هیچ مقدمه و با صحبت شخصیت اصلی شروع می شود.

همان طور که در متن بالا خواندید، داستان بازی نسبتا خوب بوده اما عالی نیست. صحنه های ابتدایی بازی برای شما کمی هیجان انگیز خواهند بود اما رفته رفته از شدت این هیجانات کاسته خواهد شد. یکی از عمده مشکلات این رکن، داستان پردازی آن است. جدا از این که داستان یک سری مشکلات دارد، داستان سرایی نیز مشکل را جدی تر کرده است. در بسیاری از همین موارد، بدون آن که چیزی بفهمید، داستان به راه خود ادامه می دهد و به جلو حرکت می کند. بنابراین در مرحله های ۴ یا ۵، عده ای از بازیکنان اگر به زبان انگلیسی کمی مسلط نباشند، گیج خواهند شد.  شخصیت پردازی نیز ایرادات خاص خود را دارد. هیچ کدام از شما صد در صد نخواهید توانست با کارکتر های بازی از جمله شخصیت اصلی خو بگیرید. تنها حسی که به او خواهید داشت حس وظیفه نسبت به انجام ماوریت با اوست. همین و بس! همان طور که خواندید، بازهم با همان کلیشه های بی پایان روبرو هستیم اما اینبار جدا برای یک ip موفق با کارنامه درخشان تاسف بار است.

بعد از رکن داستان پردازی، گیم پلی بازی مهم ترین عامل در موفقیت یک ip یست. جدا از بخش داستانی که تاسف بار بود، thief در این زمینه بسیار عالی عمل کرده است. Thief همان چیزی را به ما می دهد که برای عده ای بسیار لذت بخش اما برای عده ی اندکی، بی چالش خواهد بود. اگر نظر من را در این باره بخواهید یک کلمه توصیف گر این موضوع می باشد : عالی. گیم پلی زیبا و روان کم تر در عناوین امروزی مشاهده می شود و Thief عنوانی خواهد بود که شما می توانید روی آن حساب باز کنید. چیزی که بیش تر در این بازی خودنمایی می کند، سبک آن است. جدا از عناوین مخفی کاری که همگی سوم شخص هستند، اما این بازی یک مخفی کاری اول شخص است. در همان مقدمه ی بازی که drop نام دارد، از این موضوع روانی گیم پلی اطمینان پیدا می کنید و همین عامل است که شما را به ادامه بازی وا می دارد. درست همان چیزی که بسیاری از ما بازیباز ها تشنه ی آن هستیم. همان طور که از اسم بازی پیداست، شما توانایی دزدی از هر چیزی را خواهید داشت. همین امکان، باعث می شود که در طول محیط ساعت ها بچرخید و به دنبال اشیای گران بها بگردید. شما قابلیت دزدی از جیب نگهبان ها و هم چنین ثروتمندان را دارید بدون این که آن ها متوجه کار شما شوند. در نسخه ps3، می توانید با نگه داشتن دکمه مربع این کار را انجام دهید و ۱ یا ۲ ثانیه طول می کشد. چیزی که بسیار لذت بخش است، بازکردن قفل در و گاو صنوق هاست. ممکن است در آن ها چیزهای گران قیمت یا اشیای معمولی با قیمت ۱۵ یا ۱۶g پیدا کنید. در گوشه و کنار شهر، خانه های مختلفی برای دزدی پیدا می شوند که یا بایستی قفل خانه را باز کرده و یا با ابزار مخصوص گرت پنجره هارا بالا بکشید و وارد خانه شوید. اما حواستان باید جمع جمع باشد، در تعداد کثیری از این خانه ها، تله هایی مانند تیر وجود دارند که اگر برروی سکوی مخصوص آن ها راه بروید، شروع به تیراندازی به سوی روبرویشان می کنند.

گاهی اوقات داخل امارت هایی، سگ و یا یک پرنده وجود دارند که اگر حواستان به آن ها نباشد، به گیر نگهبانان خواهید افتاد. یکی از المان های جالبی که در این بازی گنجانده شده است، بالارفتن از روی دیوارها و سکوهاست. المان بسیار جاب و کارآمد. به کمک این المان خواهید توانست از لوله ها، دیوار ها، سکوها و یا ساختمان های بالای سر نگهابان حرکت کنید، بدون این که کسی متوجه حضورتان شود. اما در همه ی موارد مانند AC این سکوبازی ها، امکان ندارد. تنها از لوکیشن هایی توانایی بالا رفتن خواهید داشت، که کارامدتان باشد. پس از اتمام هر مرحله، گرت به برج ساعت می رود. شما در آن جا می توانید ابزار هایی که به کارتان نمی اید مثل تیر اضافه یا فوکوس انرژی را در صندوقچه ای پنهان کنید. هم چنین نامه ها و جواهرات مخصوصی را که در طول مرحله ها بدست می آورید را می توانید مثل کلکسونی در برج ساعت ببینید. در طول مراحل مختلف بازی که به لوکیشن های مختلف سفر می کنید، می توانید در محیط گشت و گذار کرده و دخل نگهبانان را بیاورید. اصلا می توانید در طول محیط، ماموریت های فرعی پیدا کنید و خودتان را سرگرم آن ها کنید. ماموریت های اصلی که خودشان زمان بسیاری برای اتمام آن ها نیاز دارید، ماموریت های فرعی نیز جمعا و روی هم رفته مقدار قابل توجه ای روی آن می افزایند. شخصی در بازی به منظور فروش اجناس و ارتقای سلاح های شما حضور دارد که علاوه بر خرید می توانید تیرهای اضافی خودتان را نیز به او بفروشید. اپگرید های متونعی برای چماق، کمان و مهارت های شما تعبیه شده اند، پس نگران این بخش هم نباشید. گر در محیط به دقت دنبال چیزی بگردید، حتما با چند در مخفی روبرو خواهید شد. این در ها، یا با فشار دکمه ای نهفته روی دیوار و یا با پیدا کردن یک کتاب به عنوان کلید، می توانید وارد ان لوکیشن ها شوید. اما به اصلی ترین رکن گیم پلی می رسیم. از همان ابتدا، تمی تاریک و بی روح در بازی جایگزینی شده بود که توانایی بازیباز برای بهتر بازی کردن این عنوان و بالا بردن سطح مخفی کاری را افزایش دهد. صادقانه یکی از نکات مثبت T تم سیاه آن است و جلوه ای به بازی بخشیده که از بازی کردن آن لذت خواهید برد. موردی که توانایی شما را برای بهتر بازی کردن این عنوان افزایش می دهد، تاریکی های گمارده شده در گوشه و کنار لوکیشن های بازیست. اگر همین سیاهی ها نبودند شما تنها می بایست با چماق خود به ضرب و شتم دمشنان بپردازید و بازی به یک افتضاح غیر قابل قبول تبدیل می شد. نورسنجی در پایین سمت چپ صفحه وجود دارد که میزان پنهان بودن شما در آن محیط را نشان می دهد. اگر در تاریکی ها حرکت کنید می توانید به راحتی بازی را به پیش بگیرید اما همیشه و در همه جا تاریکی وجود ندارد. در این حال، شما باید با استفاده از دکمه X حرکتی سریع برای جابه جایی داشته باشید. نگهبانان از هوش نسبتا خوبی بهره مند هستند و همین مورد برای لذت بردن از بازی کافیست. اگر در تاریکی ناخودآگاه و با بی دقتی روی شیشه خردها راه بروید سر و صدا کرده و توجه دشمنان را به خود جلب می کنند. در این حالت، آن ها به دنبال یک دزد، گوشه و کنار محیط را ردیابی خواند کرد. اگر بالای سرنگهبانان، چشمی زرد رنگ ظاهر شود، بدان معناست که شما را دیده اند و اگر قرمز شود به منظور حمله به شماست. ولی اگر همان رنگ سفید را داشته باشند در این حالت ۳ درجه بالای آن پدید می آید. تا پرشدن درجه ی سوم، فرصت ناپدید شدن را خواهید داشت بعد از آن، همه ی نگهبان ها به دنبال شما می گردند. اگر آن ها متوجه حضورتان بشوند، با تمام توان شما را تعقیب می کنند تا جایی می رسد که نبرد تن به تن رخ می دهد.

                             

             در این هنگام، با زدن پیاپی دکمه R1، گرت ضربه های محکمی به طرف مقابل وارد می کند. دشمن نیز، ضربه هایی با شمشیر برای دفاع از خودش به شما وارد می کنه، اما با تکنینکی که سیستم به شما ارایه می توانید جا خالی بدید. هم چنین اگر قابلیت فوکوس گرت را ارتقا بدید، در این حالت کمک شایانی به شما در نبردها می شود. برای اپگرید فوکوس خود، که متفاوت از ارتقا سلاح و ابزار های شماست، در طی ماموریت اگر نشانه هایی درخشان پیدا کنید، به شما حق انتخاب یک گزینه از نوارهای اپگرید داده می شود. یکی از سرگرم کننده ترین و صد البته چالش برانگیز ترین قسمت این بازی، معماهای آن است. گرچه معماها تعداد اندکی را شامل می شوند اما بازهم همین تعداد خالی از لطف نیست. بعضی از آن ها، با جست و جو می توانید جوابشان را پیدا کنید اما بعضی دیگر نیاز به کمی فکر باز دارند. یکی از سخت ترین معماها، معمای برج در مرحله ی چهارم بازی بود که جدا سخت بود. برای این که بتوانید بهترین لحظه در این بازی را برای خودتان رقم بزنید، تیرهای مختلفی برای تان مهیا شده است. علاوه بر این، بمب دودزا نیز برای فرار از دست دشمن در اختیار شما قرار داده شده است. با همه این تعریف و تمجیدها، نامردی است اگر بگوییم با یک گیم پلی سطحی روبرو هستیم. جدا در این قسمت، چیزی کم ندارد و تنها ایرادات ریز و کوچکی دیده می شوند. به لطف این بخش، که بهترین قسمت برای انتخاب بازیست، شما بهترین هیجان را از بازی خواهید برد.

یکی از بخش هایی که در نسل هشتم، به آن توجه زیادی شده، بخش گرافیکی و فریم آن است. جدا از نسل هشتم که عناوین، گرافیک چشم نوازتر و پرجزییات تری نسبت به نسل قبل دارند، موضوع این نقد درباره ی نسخه ی نسل هفتم آن است. بیش تر وعده هایی که سازندگان Thief، در رابطه ی گرافیک بازی داده اند، همگی مربوط به نسل جدید است. همان طور که تریلرها و اسکرین شات ها، برداشتی از همان نسل است. الان با توجه به این برهه زمانی، نسل هشتم، مقصد اصلی برای بازبینی بخش گرافیکی بازیست، بنابراین انتظارات چندان زیادی، از عناوین هفتمین نسل نداریم. اما این بدان معنا نیست، که در نسل هفتم کم کاری کنند. چیزی که ما، از همان ابتدای نمایش های اولیه دیدیم، گرافیکی زیبا و تمی مرده بود. پیش نگاه های کثیری خبر از یک گرافیک عالی را می دادند که همه ی آن ها مرتبط با نسل جدید بود. طبق نقد نسخه PS3، رک باید گفت که این بخش به خوبی گیم پلی نیست اما بهتر از بخش داستانی است. موتور بازی سازی به کار گرفته شده، انریل انجین ۳ بوده، که به خوبی توانسته در این بخش ظاهر شود. یکی از برترین موارد این قسمت، نورپردازی بی نقص و عالی آن است.          

                           

     موسیقی یکی از حیاتی ترین و نیاز هر بازی یا فیلمی است. موسیقی ها همانند موجودات زنده ای هستند، که امید، شور و شوق و انگیزه را در آدمی ایجاد می کنند. در واقع، نیاز هر بازی یا فیلمی یک موسیقی مناسب با سبک خودش است. اگر موسیقی نباشد، اگر در بخش های هیجان انگیز ادرنالین شما بالا نرود، پس بازی کردن چه فایده ای دارد؟ بگذریم. موسیقی های ساخته شده برای قسمت چهارم از این سری، خوب است. ترک های مناسب با زمان بازی ظبط شده اند. مثلا در هنگام دیده شده توسط دشمن، ریتم تند موسیقی باعث شده که اگر هل شده اید، هل تر از قبل شوید. در کل موسیقی های بازی خوب هستند. یکی از نگرانی های طرفداران، بابت تغییر صدا پیشه ی شخصیت اصلی بازی بود.چیزی که در SC : BL به یک نگرانی عمده تبدیل شده بود. اما هیچ جای نگرانی نیست. حال این بار، اقای Romano Orzari جانشین اقای Stephen Rusell شده است. با هیچ نگرانی می توان گفت که می توانید بدون هیچ ناراحتی به بازی خود ادامه ندهید شاید حتی از او راضی تر از اقای استفان شوید. منبع {gamefa}

                       





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 26 شهریور 1396 08:35 ب.ظ
If you wish for to grow your familiarity only keep visiting this site and be updated with the newest news posted here.
دوشنبه 30 مرداد 1396 04:23 ب.ظ
It's really a great and helpful piece of info. I'm glad that you just shared this useful info with us.
Please stay us up to date like this. Thanks for sharing.
دوشنبه 16 مرداد 1396 04:15 ق.ظ
Amazing things here. I'm very satisfied to look your post.
Thanks so much and I'm taking a look ahead to touch
you. Will you please drop me a mail?
یکشنبه 15 مرداد 1396 07:17 ب.ظ
I've learn a few just right stuff here. Certainly worth bookmarking for revisiting.
I wonder how much effort you place to make
the sort of wonderful informative web site.
یکشنبه 15 مرداد 1396 03:04 ب.ظ
I could not refrain from commenting. Exceptionally well
written!
سه شنبه 29 فروردین 1396 08:13 ب.ظ
Hi there, I check your new stuff like every week. Your writing
style is witty, keep doing what you're doing!
یکشنبه 27 فروردین 1396 09:59 ب.ظ
I've learn a few excellent stuff here. Definitely worth bookmarking for revisiting.
I wonder how much effort you put to create such a wonderful informative web site.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر